تبليغاتX
وطنیم مرند
خبری ـ تحلیلی
 

اصول هفتگانه بیل گیتس

 
بیل گیتس، رئیس مایکروسافت، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند. او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان كرد. اصول بیل گیتس به این شرح است:
 
اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدربزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آن‌که شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند.


 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 22:34  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.


I am thankful for the husband who snores all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me


____________

 

خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street


____________


خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.


I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed.


____________

 

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag, because it means I have enough to eat


____________

 

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard


____________

 

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

 

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning, because it means I have a home


____________

 

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

 

I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation


____________

 

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors, because it means that I can hear


____________

 

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.


I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear


____________

 

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive


____________

 

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.


I am thankful for being sick once in a while, because it reminds me that I am healthy most of the time


____________

 

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them


____________

 

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر


Thanks God Thanks God Thanks God

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 18:24  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

روزی كه امیركبیر گریست

 

در سال ۱۲۶۴ قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واكسن زدن به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند.

 اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبی به امیركبیر خبردادند كه مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واكسن بزنند. به‌ویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله می‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند. شماری كه پول كافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبی سرباز زدند.

شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند كه در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله كوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزی را كه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند.

 امیر به جسد كودك نگریست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچه‌هایتان آبله‌كوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبیم جن زده می‌شود.

 امیر فریاد كشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینكه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی.

پیرمرد با التماس گفت: باور كنید كه هیچ ندارم. امیركبیر دست در جیب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز .

چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند كه فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیركبیر دیگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن كرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی امیركبیر را در حال گریستن دیده بود.

علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند كه دو كودك شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند.

میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌كردم كه میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است كه او این چنین های‌های می‌گرید.

سپس، به امیر نزدیك شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست.

 امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان كه میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشك‌هایش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نكوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم.

 اگر ما در هر روستا و كوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و كتابخانه ایجاد كنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌كنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم كه چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبیدن آبله بمیرند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 0:19  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

عکس: نتایج تست تصادف روی اتوموبیل های ایرانی(سمند؛206، زانتیا)

نتایج تست سمند: 

- خطوط تا خورده روي سقف (خميدگي به داخل اتاق) و نيز رکاب (شکستگي پاي آدمک) در تصوير پايين راست

 - عملکرد نسبتا خوب ايربگ در تصوير بالا راست

- بالا نيامدن عقب خودرو به دليل توزيع مناسب وزن خودرو

- سالم ماندن ستونها

- خرد شدن شيشه جلو
 
نتایج تست 206:

 

- تا خوردن ورق سقف به بالا

- سالم ماندن رکاب و درب راننده

- سالم ماندن شيشه جلو

- عدم پرتاب عقب خودرو به بالا
 
تست زانتيا:

- خرد شدن شيشه جلو

- شکستگي درب راننده

- تا خوردن شديد سقف

- شکستگي و تا خوردن ستون جلوي راننده

- شکستن رکاب و له شدگي شديد پاي آدمک

- حرکت محور و چرخ جلو به سمت اتاق

- پرتاب عقب خودرو به بالا

- دفرمگي درب عقب

- حتي گلگير عقب خودرو هم دفرمه شده!
 
منبع: وبلاگ دانستنی های خودرو
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 15:12  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

فرماندار جدید مرند معرفی شد




در جلسه شورای اداری شهرستان مرند که با حضور استاندار محترم آذربایجان شرقی ، نماینده محترم مرند و جلفا ، امام جمعه محترم و جمعی از خانواده محترم شهدا برگزار شد ، بهنام رضوانی که پیش از این مسئولیت فرمانداری بناب را به عهده داشت به عنوان فرماندار مرند معرفی و از خدمات چندین ساله محمود چمنی در این سمت تقدیر شد.
استاندار آذربایجان شرقی در این مراسم گفت: در جامعه اسلامی که اساس و پایه آن بر پایبندی به اصول نظام و اطاعت از مبانی اسلامی و ولایت فقیه بنا شده است خدمت در این جامعه برای مسئولین نظام یکی از افتخارات مهم برای مدیران متعهد می باشد. وي گفت :تمام هدف دولت اجرای عدالت اجتماعی و حمایت از قشرهای آسیب پذیر جامعه می باشد.
بیگی در ادامه با اشاره به طرح هدفمند کردن یارانه گفت: در این طرح که باید  چندین سال پیش اجرا می شد دولت نهم با پشتکار و جدیت لایحه هدفمند کردن یارانه ها را جهت تصویب به مجلس ارسال کرد واذعان داشت كه هدف دولت حذف یارانه ها نیست بلکه رساندن یارانه ها به نیازمندان واقعی است و عدالت اجتماعی یکی از دغدغه های مهم دولت می باشد . وی همچنین موقعیت های نظام جمهوری اسلامی در فناوری هسته ای و حضور مردم در انتخابات دهم را خاطرنشان ساخت و افزود: همسویی مردم با مسئولین و رهبری انقلاب تمام معادلات دشمنان اسلام را برهم زد.وی همچنین از سفرهای استانی و حضور رئیس جمهور محترم در بین مردم  و احساس نیازهای مردم از نزدیک را یکی از مصادیق تحقق یافته مردم و استفاده از نظرات اقشار مختلف را اصل حکومت داری و مردم سالاری برشمرد . در ادامه استاندار با بر شمردن موقعیت های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی استان در دولت نهم و دهم ، میان گذر دریاچه ارومیه و احداث سد خدآفرین و بزرگراه نبی اکرم را از اقدامات مهم دولت برشمرد وگفت طبق برآورد مسئولین گردشگری استان ما بعد از خراسان مقام دوم را در جذب گردشگری به خود اختصاص داده است. وی شهرستان مرند را از نظر موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در مسیر اروپا و آسیا و وجود منابع غنی سرامیکی و چینی در این شهرستان و منطقه خوش آب و هوای گردشگری پیام از طرح مطالعه ارتقاء فرمانداری ویژه شهرستان مرند که از طرحهای مصوب سفر دوم ریاست جمهور می باشد خبر داد و انتقال آب از رودخانه ارس به شهرهای جلفا ، مرند ، شبستر و تبریز از طرحهای مهم در منطقه نام برد و اظهار امیدواری کرد تا با همدلی مدیران و مسئولین دلسور شاهد رشد و شکوفایی بیشتر در منطقه باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 0:58  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

میلاد شمس الشموس

سلام بر تو ای ملکوت فروتن خداوند در سرزمین من ؛ سلام بر تو ای پاره ی پیکر پیامبر ؛ سلام بر تو ای سلطان سرزمین مهر ؛ سلام بر تو ای مولای مهربان و بیکران ؛ آقا جان ! نامت برای من همواره قرین خاطراتی است که از نور آکنده است . رواق های دل گشای مزارت و کاشی هایی که نور آفتاب جمالت در آن ستاره های درخشان تلالو می باشد و سنگ هایی که پرسخن ترین سنگ های عالمند و با تمام زائران تو راز می گویند و حوض هایی که فواره های معرفت آدمیان در آن می جوشند و گلدسته هایی که اشاره ی همیشه ی توست به آسمان الهی ....

فراز ایوان شرقى صحن عتیق ـ انقلاب

هشت آبان روز عید شیعیان مرتضاست                        

روز میلاد عزیز فاطمه ( س ) موسی الرضاست   

نجمه از این گوهر تابنده در عرش برین                          

سجده ی شکرانه ی باب الحوائج از رضاست

درد مندان را غبار درگه مولا دواست                               

او طبیب مشفق است و روضه اش دار الشفا ست

عالم آل محمد کوکب گیتی فروز                                    

هشتمین برج منیر کهکشان اولیاست

نور باران می شود از این تلالو کوه ود شت                

روز سبز هشت هشت سیصد وهشتاد وهشت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 0:22  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

آموخته ام که ...

آموخته ام ...... بهترين كلاس درس دنيا كلاسي است كه زير پاي پير ترين فرد دنياست .
آ‌موخته ام ...... وقتي كه عاشق هستيد عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود.
آموخته ام ...... تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد : تومرا . شاد كردي .
آموخته ام ...... داشتن كودكي كه در آغوش شما به خواب رفته زيباترين حسي است كه در دنيا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي ( نه ) گفت .
آموخته ام ...... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم .
آموخته ام ...... كه مهم نيست كه زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد ،‌ همه ما احتياج به دوستي داريم كه لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم .
آموخته ام ...... كه زندگي مثل يك دستمال لوله اي است هر چه به انتهايش نزديكتر مي شويم سريعتر حركت مي كند .
آموخته ام ...... كه پول شخصيت نمي خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را تماشايي مي كند
آموخته ام ...... كه چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد .
آموخته ام ...... كه اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد نه زمان .
آموخته ام ...... كه وقتي با كسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي از سوي ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم.
آموخته ام ...... كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ...... كه فرصتها هيچگاه از بين نمي روند ،‌ بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد.
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترين راهي است كه مي شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمي توانم احساسم را انتخاب كنم اما مي توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم.
آموخته ام ...... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيد .
آموخته ام ...... بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است : وقتي كه از شما خواسته مي شود ،‌ و زماني كه درس زندگي دادن فرا مي رسد .
آموخته ام ...... كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست اوست و قلبي است براي فهميدن

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 10:0  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

بهنام رضوانی فرماندار مرند شد

 

با انتخاب آقای محمود چمنی بعنوان « فرماندار تبریز » آقای بهنام رضوانی که سابقه فرماندهی بسیج سپاه مرند را نیز دارد بعنوان فرماندار مرند معرفی خواهد شد .

امید است با توجه به روحیاتی که  در طی مدت مسئولیتشان در مرند سراغ داشتیم با مشارکت مردم بتوانند گامهای اساسب را برای توسعه و پیشرفت منطقه بردارند .

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 9:51  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

زمان بزرگي عشق را درک مي کند

 

در روزگارهاي قديم جزيره اي دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگي مي کردند: شادي، غم، دانش عشق و باقي احساسات.

روزي به همه آنها اعلام شد که جزيره در حال غرق شدن است. بنابراين هر يک شروع به تعمير قايقهايشان کردند.

اما عشق تصميم گرفت که تا لحظه آخر در جزيره بماند. زمانيکه ديگر چيزس از جزيره روي آب نمانده بود عشق تصميم گرفت

تا براي نجات خود از ديگران کمک بخواهد. در همين زمان او از ثروت با کشتي يا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک خواست.

“ثروت، مرا هم با خود مي بري؟”

ثروت جواب داد:

“نه نمي توانم. مفدار زيادي طلا و نقره در اين قايق هست. من هيچ جايي براي تو ندارم.”

عشق تصميم گرفت که از غرور که با قايقي زيبا در حال رد شدن از جزيره بود کمک بخواهد.

“غرور لطفاً به من کمک کن.”

“نمي توانم عشق. تو خيس شده اي و ممکن است قايقم را خراب کني.”

پس عشق از غم که در همان نزديکي بود درخواست کمک کرد.

“غم لطفاً مرا با خود ببر.”

“آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم مي خواهد تنها باشم.”

شادي هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالي بود که اصلاً متوجه عشق نشد.

ناگهان صدايي شنيد:

” بيا اينجا عشق. من تو را با خود مي برم.”

صداي يک  بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتي فراموش کرد اسم ناجي خود را بپرسد. هنگاميکه به خشکي رسيدند

ناجي به راه خود رفت.

عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجي خود مديون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود  پرسيد:

” چه کسي به من کمک کرد؟”

دانش جواب داد: “او زمان بود.”

زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟”

دانش لبخندي زد و با دانايي جواب داد که:

“چون  تنها زمان بزرگي عشق را درک مي کند.”

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 20:18  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

زمان بزرگي عشق را درک مي کند

 

در روزگارهاي قديم جزيره اي دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگي مي کردند: شادي، غم، دانش عشق و باقي احساسات.

روزي به همه آنها اعلام شد که جزيره در حال غرق شدن است. بنابراين هر يک شروع به تعمير قايقهايشان کردند.

اما عشق تصميم گرفت که تا لحظه آخر در جزيره بماند. زمانيکه ديگر چيزس از جزيره روي آب نمانده بود عشق تصميم گرفت

تا براي نجات خود از ديگران کمک بخواهد. در همين زمان او از ثروت با کشتي يا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک خواست.

“ثروت، مرا هم با خود مي بري؟”

ثروت جواب داد:

“نه نمي توانم. مفدار زيادي طلا و نقره در اين قايق هست. من هيچ جايي براي تو ندارم.”

عشق تصميم گرفت که از غرور که با قايقي زيبا در حال رد شدن از جزيره بود کمک بخواهد.

“غرور لطفاً به من کمک کن.”

“نمي توانم عشق. تو خيس شده اي و ممکن است قايقم را خراب کني.”

پس عشق از غم که در همان نزديکي بود درخواست کمک کرد.

“غم لطفاً مرا با خود ببر.”

“آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم مي خواهد تنها باشم.”

شادي هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالي بود که اصلاً متوجه عشق نشد.

ناگهان صدايي شنيد:

” بيا اينجا عشق. من تو را با خود مي برم.”

صداي يک  بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتي فراموش کرد اسم ناجي خود را بپرسد. هنگاميکه به خشکي رسيدند

ناجي به راه خود رفت.

عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجي خود مديون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود  پرسيد:

” چه کسي به من کمک کرد؟”

دانش جواب داد: “او زمان بود.”

زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟”

دانش لبخندي زد و با دانايي جواب داد که:

“چون  تنها زمان بزرگي عشق را درک مي کند.”

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 20:18  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

سند تاریخی: گر حکم شود که مست گیرند...
از وبلاگستان: سند پيش رو مربوط به حدود 85 سال پيش است كه در آن امين ماليه دشتي و دشتستان ( استان بوشهر) طي نامه اي به مافوق خود از حاكم فاسد منطقه لواسان تهران كه در غياب ايشان با حالتي مست به خانه اش وارد شده  شكايت نموده است.


 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:25  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

عکس قرآن خطی متعلق به 360 سال قبل

نسخه خطی منحصر به فرد قرآن كريم متعلق به 360 سال قبل از سوی مؤسسه انتشارات سرمدی منتشر و عوايد آن نيز به نابينايان و كم‌بينايان كشور اختصاص يافت.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، اين نسخه منحصر به فرد از قرآن كريم 360 سال قبل توسط «فقير محمود» در شهر تبت و به خط نسخ نگارش يافته است.

يكی از ويژگی‌های اين مصحف، تذهيب آن است كه در عين سادگی، معرف هنر دوره كتابت آن نيز هست و در آن از آرايه‌های رايج و نيز رنگ‌‌بندی‌های متعدد بهره گرفته شده است. همچنين استفاده از كاغذ طرح‌دار در انتشار اين كتاب نيز يكی از ويژگی‌های اين نسخه از قرآن كريم به شمار می‌آيد.


اين مصحف به همت «حاج محمدكاظم اعتماد شوشتری»، از عارفان قرن سوم هجری، جهت يكی از وزرای عصر خود به نام قبادخان كتابت شده است. اين كتابت با نظارت كتابشناس برجسته «محمدصالح اشرف» و در 27 رمضان سال 1069 هجری قمری با ظرافت خاص تهيه شده است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:20  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

نکاتی پیرامون شب قدر

پیرامون شب قدر و سِرّ تبرّع و برجستگی آن و راز تعدّد و کثرت، و رمز تنوع و تحوّل آن و نکته خفا و ابهام، و معنای قَدر و ارزش آن و تأثیر ادراک شب قدر، و نیز برخی دیگر از شئون آن به طور اجمال نکاتی بازگو می‏شود.

یکم: گرچه هر موجود طبیعی در مخزن غیب الهی دارای وجود عقلی است که از آن نشئه تجرّد معقول به مرحله تجسّم محسوس تنزّل می‏یابد: ﴿إنْ من شی‏ء إلاّ عندنا خزائنه وما ننزّله إلاّ بقدرٍ معلوم﴾[۱] و شب قدر نیز از این اصل کلی مستثنی نیست، لذا می‏تواند دارای ارزش نَفْسی باشد، لیکن اَرْج ظاهری آن به حُرْمت مُتَزمِّن آن است که در این زمان خاص نزول یافت و آن قرآن کریم است، همان طور که ارزش مکان به متمکّن آن است؛ لذا خداوند سرّ سوگند به بَلَد مکه را، تمکن و استقرار رسول اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم که در آن متمکّن بود اعلام داشته و چنین فرموده است: ﴿لا ُقسم بهذا البلد٭ وأنت حلٌّ بهذا البلد﴾[۲] بنابراین، یکی از اسرار براعت و برجستگی لیله قدر نزول قرآنِ‏ذوالقدر در آن خواهد بود...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 1:3  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

مردودی های رأی اعتماد کجا می روند؟

با رأی نیاوردن سه تن از وزرای پیشنهادی احمدی نژاد در مجلس شوررای اسلامی ، گمانه زنی ها درباره پست های آتی علی آبادی ، آجرلو و کشاورز آغاز شده است.

به گزارش عصرایران ، هر چند هنوز هیچ اعلام رسمی در این خصوص نشده اما ایسنا ، از ادامه فعالیت علی آبادی در ورزش کشور و در سمت ریاست کمیته ملی المپیک خبر داده است.

همچنین با توجه به این که فاطمه آجورلو ، نماینده مجلس است ، احتمال این که وی در پارلمان باقی بماند زیاد است مگر اینکه احمدی نژاد او را به سمت مهمی منصوب کند که در این باره شنیده می شود وی برای تصدی ریاست سازمان بهزیستی در نظر گرفته شده است ، پستی که زیر مجموعه وزارت رفاه است و اگر آجورلو رأی می آورد ، باید بر این سازمان نیز ریاست می کرد.
البته با توجه به این که آجورلو ، از همکاران پارلمانی اش به دلیل عدم اعتماد به او دلخور است ، شاید ترجیح دهد دو سال نمایندگی باقی مانده را با چهار سال مدیریت در دولت عوض کند.

در همین حال ،  "تعامل" یک سایت خبری نزدیک به دولت نیز از احتمال انتصاب علی آبادی به سمت استاندار خراسان رضوی خبر داد که در صورت تحقق ، این مساله  یک کاهش سطح مدیریتی فاحش برای علی آبادی خواهد بود که تا چند روز پیش معاون رئیس جمهور بود و لذا طبیعی است که علی آبادی در مقام مقایسه بین کمیته ملی المپیک که یک جایگاه ملی است و استانداری ، اولی را انتخاب کند مگر این که برای ایجاد هماهنگی در سطوح عالی مدیریتی ورزش که اینک سعیدلو بر صدر آن نشسته است ، از علی آبادی خواسته شود که از خیر المپیک نیز بگذرد.

با این حال ، برخی گمانه ها بر این امر استوار است که احمدی نژاد ، یار قدیمی اش را تنها نخواهد گذاشت و در غیاب یار دیگرش مشایی در معاونت اولی ، علی آبادی را معاون اول خود خواهد کرد.در چنین صورتی ، مجلس این انتصاب را واکنش مناسبی برای حسن نیت خود در دادن رأی به 18 وزیر احمدی نژاد نخواهد دانست.

درباره سوسن کشاورز نیز که با پایین ترین رأی ، از راهیابی به کابینه بازماند ، گفته می شود که وی رئیس مرکز امور  امور بانوان و خانواده می شود.

با همه این اوصاف، از آنجاکه احمدی نژاد غیر قابل پیش بینی است ، باید منتظر ماند و دید رئیس جمهور این افراد را به چه سمت هایی منصوب خواهد کرد ، افرادی که از نظر او به حدی توانمند هستند که او ، آنها را برای وزارت معرفی کرده بود.

وزیران بعدی؟

در همین حال از منابع نزدیک به دولت خبر می رسد که احتمالاً علی یوسف پور ، معاون پارلمانی-حقوقی پرویز فتاح در وزارت نیرو به عنوان گزینه جدید تصدی این وزارتخانه به مجلس معرفی خواهد شد.
گفتنی است رئیس جمهور از یوسف پور نیز خواسته بود برنامه های خود برای وزارت نیرو را رائه دهد.

درباره وزیر آموزش و پرورش بعدی هم تنها خبری که تا کنون منتشر شده ، این است که تعدادی از نمایندگان مجلس اسدالله عباسي -رییس کمیته آموزش و پرورش کمیسیون آموزش و پرورش کمیسیون آموزش مجلس هفتم- را به عنوان گزینه پیشنهادی خود به رئیس جمهور معرفی کرده اند که البته تا کنون پاسخی به این پیشنهاد داده نشده است.
با این حال هنوز برای وزارت رفاه نامی از فرد خاصی درمیان نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 20:25  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

بر اين اساس، آراي نمايندگان مجلس به وزاري پيشنهادي به شرح زير است:


وزير آموزش و پرورش: خانم سوسن کشاورز: موافق: 49     مخالف: 209     ممتنع: 28   

وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات: آقای رضا تقي پور: موافق: 197    مخالف: 62     ممتنع: 27

وزير اطلاعات: حجت‌الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی: موافق: 194    مخالف: 67     ممتنع: 25

وزير اقتصاد و دارايي: آقای سید شمس الدین حسینی: موافق: 224    مخالف: 41     ممتنع: 21

وزير امور خارجه: آقای منوچهر متکی: موافق: 173     مخالف: 79     ممتنع: 34

وزير بازرگاني: آقای مهدي غضنفري: موافق: 158    مخالف: 91     ممتنع: 37

وزير بهداشت، درمان  : خانم مرضیه وحید دستجردی: موافق: 175    مخالف: 82     ممتنع: 29

وزير تعاون: آقای محمد عباسی: موافق: 163    مخالف: 83     ممتنع: 37

وزير جهاد کشاورزی: آقای صادق خليليان: موافق: 200    مخالف: 54     ممتنع: 32

وزير دادگستري: آقای مرتضی بختیاری: موافق: 225    مخالف: 36     ممتنع: 23

وزير دفاع: آقای احمد وحیدی: موافق: 227 مخالف: 54   ممتنع: 5

وزير راه و ترابري: آقای حمید بهبهانی: موافق: 167    مخالف: 83     ممتنع: 33

وزير رفاه و تأمين اجتماعي: خانم فاطمه آجورلو: موافق: 76    مخالف: 181    ممتنع: 29

وزير صنايع و معادن: آقای علی اکبر محرابیان: موافق: 153     مخالف: 103    ممتنع: 27

وزير علوم، تحقيقات و فناوري: آقای کامران دانشجو: موافق: 186    مخالف:  75    ممتنع: 25

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: آقای سید محمد حسینی: موافق: 194    مخالف:  61    ممتنع: 31

وزیر کار و امور اجتماعی: آقای عبدالرضا شیخ الاسلامی: موافق: 193    مخالف: 63     ممتنع: 30

وزير كشور: آقای مصطفی محمد نجار: موافق: 182    مخالف:  75    ممتنع: 25

وزير مسکن و شهرسازی: آقای علی نیکزاد: موافق: 219    مخالف: 40     ممتنع: 27

وزير نفت: آقای سید مسعود میرکاظمی: موافق: 147    مخالف: 117     ممتنع: 19

وزير نيرو: آقای محمد علی آبادی: موافق: 137    مخالف:  117    ممتنع: 32

بر پایه آرای گرفته شده، سردار احمد وحیدی، بالاترین رأی اعتماد را از مجلس به دست آورد و خانمها کشاورز و آجورلو و آقای محمد علی آبادی موفق به کسب رأی اعتماد از مجلس نشدند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 19:59  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 19:18  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 19:26  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 19:24  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

تهيه خشكبار در روستاي پيربالاي شهرستان مرند

تهيه خشكبار در روستاي پيربالاي شهر مرند

تهيه خشكبار در روستاي پيربالاي شهر مرند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 22:19  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

خطرات استفاده از کولر خودرو

مهندس مسعود فاتح دانشجوی دانشگاه مالتی مدیای مالزی در دست نوشته های روزانه اش در سایت شخصی اش آورده است: همزمان با نزدیک شدن به فصل گرما در کشورمان ایران نکته ای در خصوص استفاده از کولر خودرو وجود دارد که خواندنش خالی از لطف نیست. هیچگاه بلافاصله بعد از وارد شدن به داخل خودرو سیستم تهویه هوا را روشن نکنید. پس از وارد شدن به داخل خودرو، پنجره های خودرو را پایین کشیده و صبر کنید تا هوای داخل خودرو عوض شود، بعد ازچند دقیقه می توانید سیستم تهویه مطبوع خودرو را روشن نمایید.

ایا می دانید دلیل انجام این کار چیست؟

بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، داشبورد ، صندلی وسیستم تهویه هوای خودرو از خود گازبنزن ساطع می کنند که یک گازبسیار سمی و سرطانزاست( حتما\" بارها بویی شبیه پلاستیک گرم شده را در خودرویتان احساس کرده اید ،این همان بوی گاز سرطانزای بنزن است.) علاوه بر سرطانزایی ، گاز بنزن به استخوان ها اسیب رسانده ( مسمومیت استخوان ها) ونیز باعث ابتلا به انومیا (نوعی از سرطان خون مربوط به گلوبولهای قرمز خون) و کاهش سطح گلوبولهای سفید بدن می گردد.همچنین تماس طولانی مدت با این گاز سمی باعث ابتلا به لوکمیا (نوع دیگری از سرطان خون مربوط به گلوبولهای سفید خون) ودر مواردی همزمان با افزایش ریسک ابتلا به سرطان باعث سقط جنین در خانمها نیز می گردد.

جالب است بدانید: میزان سطح قابل قبول بنزن در هوای ازاد حدود 50 میلی گرم در هر فوت مربع می باشد،در حالیکه میزان بنزن موجود در داخل یک خودروی پارک شده با پنجره های بسته بین 200تا 400 میلی گرم می باشد.حال اگر این خودرو در فضای باز و زیر نور خورشید در دمای بالای 60 درجه فارنهایت پارک شده باشد سطح بنزن موجود در فضای داخل ان بین 2000 تا 4000 میلی گرم بالا می رود که 40 برابر بیشتر از سطح قابل قبول ان می باشد.

افرادیکه سوار خودرویی با پنجره های بسته می شوند بطور اجتناب ناپذیری در معرض تنفس پی در پی و بیش از اندازه این گاز مهلک و سمی قرار می گیرند. علاوه بر موارد ذکر شده بالا بنزن گازی است که کلیه ها و کبد را تحت تاثیر قرار داده و از همه خطرناکتر اینکه بدن انسان به سختی می تواند این ماده سمی و خطرناک را دفع نماید.

پس دوستان عزیز قبل از سوار شدن داخل خودرو، پنجره ها و درب خودرویتان را باز نمایید و بگذارید هوای سمی و زهرالود انباشته شده داخل اطاق خودرو خارج گردد، به عبارت دیگر این ماده سمی را از فضای خودروی خود بیرون برانید.

یک ضرب المثل چینی : وقتی شخصی موضوع ارزشمندی را که به نفع شماست با شما در میان گذاشت شما نیزاخلاقا\" وظیفه دارید ان مطلب را به دیگران انتقال دهید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 14:39  توسط حجت عبدالرحمانی  | 

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس